Book of Love

صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با من پروفایل قالب وبلاگ

عروسک آویزان

 

 

گوش هایم را می گیرم! 
چشم هایم را می بندم! 
زبانم را گاز می گیرم! 
ولی حریف افکارم نمی شوم! 
چقدر دردناک است فهمیدن...!!! 

خوش بحال عروسک آویزان به آینه ماشین، 
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد...!!!



برچسب‌ها:
[ یکشنبه 15 شهریور 1394 ] [ 11:29 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(3) ]

متن عاشقانه که برنده جایزه سال شد

 

قصدم نشستن بود..
اما در کنارت..
نه چشم انتظارت..
قصدم شکستن غرورم بود..
اما در آغوشت..
نه زیر پایت..
قصدم زندگی بود..
اما با تو..
نه با خاطراتت..
قصدم پیر شدن بود..
اما به پایت..
نه به دستت..

 



برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 10 شهریور 1394 ] [ 12:22 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(1) ]

متنی که بهترین متن سال شناخته شد!!!

 

کاش زندگــــی از آخـــر به اول بود ...

پـــیـــر به دنـــیــا می آمدیـم ...

آنگاه در رخداد یک " عشــــــــــــــق " جوان میشدیم ...

سپس کودکی معصوم می شدیم و در نیمه شبی با نوازش های " مـــــــــــادر " آرام میـــمـــردیـ ـ ـ ـ ـمــــــــ ...



برچسب‌ها:
[ جمعه 06 شهریور 1394 ] [ 20:34 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(2) ]

کدوم؟؟؟؟؟

 

 

بازم بعد از مدت ها یه نظزسنجی گذاشتم!!!!

نظرتون؟؟؟

من میگم 3&4 کارای شیکی هسن...



برچسب‌ها:
[ شنبه 31 مرداد 1394 ] [ 15:57 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(5) ]

اثبات عشق

 

 

روزی دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، پرسید: «چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟»
پسر جواب داد: «دلیلشو نمی‌دونم؛ اما واقعاً دوسِت دارم!»
– تو هیچ دلیلی نمی‌تونی بیاری؛ پس چطور دوسم داری؟ چطور می‌تونی بگی عاشقمی؟
– من جداً دلیلشو نمیدونم؛ اما می‌تونم بهت ثابت کنم!

– ثابت کنی؟ نه! من می‌خوام دلیلتو بگی!

– باشه.. باشه! میگم؛ چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، باملاحظه هستی، بخاطر لبخندت..
آن روز دختر از جواب‌های پسر راضی و قانع شد.
متأسفانه، چند روز بعد، دختر تصادفی وحشتناک کرد و به حالت کما رفت.
پسر نامه‌ای در کنارش گذاشت با این مضمون:
«عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم؛ اما حالا که نمی‌تونی حرف بزنی، می‌تونی؟ نه! پس دیگه نمی‌تونم عاشقت بمونم! گفتم بخاطر اهمیت دادن‌ها و ملاحظه کردنات دوسِت دارم؛ اما حالا که نمی‌تونی برام اونجوری باشی، پس منم نمی‌تونم دوست داشته باشم! گفتم واسه لبخندات عاشقتم؛ اما حالا نه می‌تونی بخندی و نه حرکت کنی! پس منم نمی‌تونم عاشقت باشم! اگه عشقهمیشه دلیل بخواد مث الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره! واقعاً عشق دلیل می‌خواد؟ نه! معلومه که نه! پس من هنوز هم عاشقتم.»

اما نظر شما؟



برچسب‌ها:
[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 13:25 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(2) ]

قهوه‌ی مبادا

 

با یکی از دوستانم وارد قهوه‌خانه‌‌ای کوچک شدیم و سفارش‌ دادیم به سمت میزمان می‌رفتیم که دو نفر دیگر وارد قهوه‌خانه شدند و سفارش دادند: پنج‌تا قهوه لطفاً، دوتا برای ما و سه تا هم قهوه مبادا!سفارش‌شان را حساب کردند، دوتا قهوه‌شان را برداشتند و رفتند. از دوستم پرسیدم: «ماجرای این قهوه‌های مبادا چی بود؟» دوستم گفت: «اگه کمی صبر کنی بزودی تا چند لحظه دیگه حقیقت رو می‌فهمی.»

آدم‌های دیگری وارد کافه شدند. دو تا دختر آمدند، نفری یک قهوه سفارش دادند، پرداخت کردند و رفتند. سفارش بعدی هفت‌تا قهوه بود از طرف سه تا وکیل، سه تا قهوه برای خودشان و چهارتا قهوه مبادا! همان‌طور که به ماجرای قهوه‌های مبادا فکر می‌کردم و از هوای آفتابی و منظره‌ی زیبای میدان روبروی کافه لذت می‌بردم، مردی با لباس‌های مندرس وارد کافه شد که بیشتر به گداها شباهت داشت. با مهربانی از قهوه‌چی پرسید: قهوه‌ی مبادا دارید؟

خیلی ساده‌ است! مردم به جای کسانی که نمی‌توانند پول قهوه و نوشیدنی گرم بدهند، به حساب خودشان قهوه مبادا می‌خرند. سنت قهوه‌ی مبادا از شهرناپل ایتالیا شروع شد و کم‌کم به همه‌جای جهان سرایت کرد. در بعضی مکان‌ها شما نه تنها می‌توانید نوشیدنی گرم به جای کسی بخرید، بلکه می‌توانید پرداخت پول یک ساندویچ یا یک وعده غذای کامل را نیز تقبل کنید.

چه زیباست ما هم کمی بیشتر به این “مبادا”ها در زندگی فکر کنیم لبخند “مبادا”، سخاوت “مبادا”، مهربانی “مبادا”، محبت “مبادا”
چه بسا کسانی در اطراف ما باشند که با این”مبادا”ها جان دوباره ای بگیرند، یادمان باشد که: امروز همان روز “مبادا” است، همان فردایی که دیروز نگرانش بودیم.



برچسب‌ها:
[ جمعه 09 مرداد 1394 ] [ 13:37 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(2) ]

قلبی به وسعت دریا

 

“رابرت دانیس زو” قهرمان مشهور ورزش گلف در آرژانتین، در یک مسابقه برنده شد و مبلغ زیادی پول برد.
در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه، زنی به سوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد.

زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش از دست خواهد رفت.
قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.

هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: “ساده لوح، خبر جالبی برایت دارم. آن زن اصلاً بچه مریضی نداشت که هیچ، اصلاً ازدواج هم نکرده است. او به تو کلک زده است دوست من.”
رابرت با خوشحالی جواب داد: “خدا را شکر، پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده اینکه خیلی عالیست!”



برچسب‌ها:
[ سه‌شنبه 06 مرداد 1394 ] [ 14:14 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(0) ]

تست هوش

دوستای باهوشم جواب بدین....خنده



برچسب‌ها:
[ شنبه 27 تیر 1394 ] [ 14:52 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(7) ]

بیسکوییت های سوخته

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده‌ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت‌های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت.

یادم می‌آید منتظر شدم ببینم آیا پدرم هم متوجه سوختگی بیسکویت‌ها شده است؟ در آن وقت، همه‌ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود؟ خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت مربا روی آن بیسکویت‌های سوخته می‌مالید و لقمه لقمه آنها را می‌خورد.

یادم است آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم، شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت‌ها از پدرم عذرخواهی کرد و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویت‌های خیلی برشته هستم. همان شب، کمی بعد که رفتم پدرم را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت‌هایش سوخته باشد؟ او مرا در آغوش کشید و گفت: مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی‌کشد!

زندگی مملو از چیزهای ناقص و انسان‌هایی است که پر از کم و کاستی هستند. در طول این سال‌ها فهمیده‌ام که یکی از مهمترین راه‌حل‌ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار؛ درک و پذیرش عیب‌های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت‌های خوب، بد و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان‌ها رابطه‌ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نشود.



برچسب‌ها:
[ شنبه 27 تیر 1394 ] [ 14:44 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(2) ]

گفتگو با خدا

 

خواب دیدم در خواب گفتگویی با خدا داشتم.
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
گفتم : اگر وقت داشته باشید.

خدا لبخند زد و گفت : وقت من ابدی ست. چه سئوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟

گفتم : چه چیز بیشتر از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

خدا پاسخ داد : این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند. عجله دارند بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند. این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند. این که با نگرانی به زمان آینده زمان حال فراموش می شود. آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال.این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

خداوند دستهایم در دست گرفت و مدتی هردو ساکت ماندیم. بعد پرسیدم : به عنوان خالق انسان ها می خواهید آنها چه درسی از زندگی بگیرند ؟

خدا با لبخند پاسخ داد : یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن کرد. اما می توان محبوب دیگران شد. یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد. بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد. یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخم عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم.و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.با بخشیدن بخشش یاد بگیرند . یاد بگیرند که کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست بدارند امابلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.یاد بگیرند که میشود دو نفربه یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند. یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند. همیشهخنده



برچسب‌ها:
[ جمعه 19 تیر 1394 ] [ 15:02 ] [ samanehjoon ] [ ارسال نظر(1) ]
صفحه قبل123456صفحه بعد

درباره وبلاگ

سلام دوستان به وب من خوش آمدید!!! خوش حال میشم نظر بدید!!! با تبادل لینکم موافقم فقط اطلاع بدید مرسی

نویسنده

samaneh

آخرین پست ها

الفبای زندگی کردن
سخت اما زیبا
خدایا ببخش....
خدایا برکدامین دربکوبم.....
قدر زندگیتان را بدانید!!!
من تکه ای از پازل خداوندم
کارگردان زندگی خداست!!!
بد شده ایم!!!!
جاذبه سیب
تعطیل است!!!

آرشیو مطالب

آذر 1394
آبان 1394
مهر 1394
شهریور 1394
مرداد 1394
تیر 1394
خرداد 1394
اردیبهشت 1394
فروردین 1394
اسفند 1393

پیوندها

قالب لوکس بلاگ|قالب وبلاگ عاشقانه آرزوهای من لوکس بلاگ
نصب دوربین مداربسته|شال محرم طرح عرشیان
سرور مجازی|ساپورت طرح جین
طلاق | چارتر|فروش حفره یاب
قطعات دستگاه تصفیه آب|خرید از علی اکسپرس
|قاآنی
چت|تور چین|خرید اینترنتی
فروشگاه اینترنتی|نرده چوبی

سایت آوازک

خرید شارژ رایتل|تبادل لینک|چت،چت روم
چت|طراحی لنداسکیپ و محوطه سازی
خرید دینام|ثبت دامنه ir
کاشت مو ارزان|کارشناس دادگستری
ساندویچ پانل مهدی|خرید جم برای کلش
رادیو جوان ایرانی|مبلمان iranarchitects
سقف شیبدار ساختمون دات کام|سلامت
دوربین مداربسته ایمن سازان|کرکره برقی مغازه

دیگر امکانات

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]
[ طراح قالب : آوازک | Theme By : Avazak.ir ]
💬 نظرات کاربران
نظر خصوصی
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران